تبليغاتX
دیوانگان خدا

دیوانگان خدا

نگاه معنوي ديگر به خدا وند اينجا دلها ديوانه اند

كجاست انسانيت..

با همه اشكها هم باز هم دلتنگم اي خداي مهربون من

ميدوني كه اهمم ديگه به جايي نمي رسه بعضي اوقات دلم مي خواد بشينم مثل ديوانها نگاه كنم  ارام بشم ارام بشم...

با تمام ارامش ميگه :جمشيد مشاييخي ادم شد

پيرمرد را در هياهوي زندگي ارامشي نبود  اين بار واقا بازي نميكرد مثل هميشه (به خودش اومده بود)33سال براي پوچي بازي كردن ماكه ميگيم ديوانست همچين شخصي 33سال فكر كني داري به سوي ادميت ميري ولي در يك ثانيه به خاك ميشيني

حتما شنيدين جمشيد مشاييخي براي هميشه از عالم بازي براي ادميان كناره گيري كرد .مني كه خيلي بادقت نگاه ميكنم بهادمها وقتي اون خانم باهش مصاحبه ميكرد در نظرم يك ادم پوچي خالي بسيار تو خالي به نظر ميامد بسيار سخته عمري پاي چيزي بگزراني كه برات بي هوده باشه اين مصداقي براين كه خدايا من بر نفس خود ظلم كردم ..

براي همون بايد درس باشه براي همون بايد راه ادميت باشه كسي كه سالها مثلا به شهرت رسيده بود شهرتي كه بي ارزش ترين چيزهاست از ش پرسيدن چرا اقاي مشاييخي ؟

فرمود توي سريالي با يه جانباز اشنا شدم   وقتي  از هتل ميامديم پايين با وجودي كه من بايد دست اونو ميگرفتم يه جانباز 70%دست منو مي گرفت . با خودم گفتم اين همه عمر براي مردم كار كردم كه به ادميت برسم كه كاري بكنم(دستي بگيرم) ولي در برابر اون كمرم شكست بهترههههههههههههههههههههههههههههههههه(چشماش پره اشك شد)برم يه جا دور باشم از مردم دنيا از ادمها برم توي يه روستاي دور افتاده خودمو پيدا كنم

اهاي هواست باشه اين حرفهاي كسي بود كه نزديك70 سال عمر كرده اونوقت تازه مي خواد بره خودشو پيدا كنه .متاسفم كه بگم خيلي ها در همين نزديكي ميبينم كه عمري گزشته هنوز ...

اي اه كه مادلتنگيم از هموتون منونم واقعا ممنون چي بگم روزي بين 8تا 22 بازديد خيلي براي خودم جالب بود راستش چون فكر مي كنم كلمات كوتاهم به درد چيزي نمي خوره وبسيارم كارهام زياده اصلا وقت نميشه بيام بنويسم كه انهو براي چي بايد بنويسم اصلا براي چي بايد بگم هستم...

با همه دلتنگي دلتنگيم خدايا اگر اين رمضان اخرين رمضانيست كه نسيم مهربانيت براي من مي وزد دلهايمان را به شوق خودت ببر دگر قراري نيست

كمي ان طرف تر دلهايمان ارامست اشكانمان راهيست به سوي تو  دستان شكر زه وجود عاشقي توست نگاهم ارامشيست در اين هياهو دلهايمان همچو دل ديوانگان كوي زمانست وجودمان پر از مهر است .وارام وارام نوشم دلتنگي را

من رو كه قراري نيست اينو از تهدلم ميگم اين جا جاي اين دل نيست  به حق اقا امام زمان همونو خدا عاقبت به خير كنه

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 مهر1385ساعت 16:45  توسط با نجی  | 

حرف حساب..

 

 

 

 

 

از عاشقي ماست كه در اين رويا دلتنگيم كز دلدادگي ماست كه در اين دنيا دلتنگيم

سراي مارا ياري ياران بود از دلتنگي ما دلتنگ بود از عاشقي ما بي رنگ بود نگاه ما راعاشق بود  وعشق راسراييي ست با همه دلتنگي...

اينجا جاي نيست كه بخوام بحث مظاهر دنياي بكنم  يا بگم اره بين منم هست هواست جمع بين من اه چشماتو باز كن ولي ديدم وچشمهاي خاك گرفته باز كردم كه به تركستان مرو كه همين جا ياراي تو ست

هميشه فكرمون به چيزهاي اصلي بود اره گفتيم بگير اين مشكل اين مشكل ...مشكل از چيزهاي كوچيك تشكيل ميشه  به چيزهاي ساده پيش پا افتاده  به يه كسي بگي به بابا تو هم بي كاري اينم مشكله!!!  عدم درك ادمها يكسان نبودن معرف همه ..

چون مخاطبين اين وب رو دوستان جوان ومهربون تشكيل ميدن مي خوام به چيزي بپردازم  اوني كه همه مي پردازن :

راه  هدايت عاقبت به خيري اتصال زيبا

از اين خارج نيست راه ما فكر نكن تو مثلا ادم مزهبي ومعتقدي كه همچين  ارزويي داري  اين نيست اين حرفها نيست همه جوانها همه ادمها ذاتن از بدي متنفرن ولي راهشون درست نبوده

خوب گوش كن:

اين همه مي گيم يا صاحب الزمان  خوب دلت تنگ شد ي خوشبحال اوني كه اشكاش اروم اروم مياد (دلم مي خواست از دلتنگي هاي خودم بگم ولي ..مرا زه معرفت شما نگاهي)حرفم كوتاه اونم اينه كه اگر مي خوايش بايد يك بار تكون بدي خودتو مثل خانم آرين پوچي هاي زندگيتو كه مثل شيشست با نسيم وصلي كه مياد چنان بتكوني كه ناله از اه شيطان بلند بشه ناله  كه اي اهل اسمان در اين زمين كه همه در خواب دنيايند عده اي قليل ولي با دلي به وسعت اسمان وزمين  شيعيان امير المونين  عاشقان مردي كه جائ الحق ست وزهق الباطل  نداي ميدهند كه مرا لرزه در وجودمست

 كاشكي اشكهاهم مي تونستند روي كاغذ بمونند

كاشكي دلتنگي فريادي داشت .. اي كاش

من خودم جونم پس نمي خوام مثل ادم بزرگها به قول ما چيزي بگم فقط اينكه  اگر واقعا مي خوايم نور خدارو واتصال به اون رو  غمگين نشيم به دنياي بازيچش بايد بلند شد بهانه ايي كه براي خودمون درست كرديم براي مشغول شدن روزانمون از خودمون بتكونيم واگرنه هزاري حرف بزنيم هزاران بار دعا بريم چندين هزار ركعت نماز بخونيم ولي وقتي معرفتي نباش بي فايده بود  گفته شده ما انسان رو در سختي افريديم به هر سختي اگر با نور دلتون نگاه كنيد زيبا ميشه  اين حرف بنده اي كه دوست داره هميشه زيبا ببينه  اين حرف كسي كه دلتنگ  نمي بينه بلكه ارام نگاه مي كنه

عشق رو نگاه كنيد اين نام فقط براي چيزي شايستست كه زيباست وعاشقي زيبايست عاشق زندگي زيبا انسانهاي زيبا  مگر زيباتر از از دلهاي سبز كوچيك اشكبار بي چارگان كوي مهدي هست

اي كاش اشكها هم جاي داشتند در اين نيلوفر دلتنگي

يك بار بخواييد ومهربان نگاه كنيد

اشكان مرا صبريست وصبريست  كوچه هاي نگاه شعبانيان از اين ديار گزشت رمضان دلها ماه بندگان خدا از ديار  مهرميايد واو ميايد وميايد هر بهار امااين ماييم كه خوابيم .. كه به صاحب عصر ما عشق ونگاه اوست  راه اوست

وزيبا ترين كلام من براي ارامش شما :

 سرور همه عالم وجود سر ور همه ما تجلي ولايت وبندگي امير المونين من مي گويد(جانم به فداي شما) زيباترين بخش دعاي كميل:

قليل مكثه يسير بقائه قصير مدته فكيف احتمالي لبلا ء الاخره

رنج والم دنيا اندك وزمانش كوتاهست ودوامش نا چيز ومدتش كوتاه پس چگونه طاقت ارام بلاي اخرت را

دستانم نگاهش به سوي اشكان توست و باز هم دلتنگ شماست وباز هم دلتنگ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 شهریور1385ساعت 10:23  توسط با نجی  | 

سكوت..

مرا مي نهند ادمي كز ان نامي دارمو...

دفتر نگاهاي ما اسان ورق مي خوره وزيبا گفت رسول زيبايي:

فاطمه همه چيز من است

فكر كنم همتون از ديدن اين چهره مسرور شدين واحتمالا همتون حسرت خوردين حسرت اينكه خدايا چرا به نفس خودم ظلم كردم خدايا چرا با انكه نامي زيبا دارم به نام مسلمان وبا ارزش تر شيعه چرا وچرا تا به حال به اين زيبايي نرسيديم دوستاني كه به دنبال رسيدن به ذات وجودي خدا هستند بلكه همه ما خواستار اونيم بدونيد يك بار بايد تكون داد اين وجود خاك گرفته رو اين وجود مشغول لذتها شهوانيات

كمي ارام تر نگاه كنيم كمي نفس بكشيم ماراچه شده است كه همگي در لذتهاي زود گزر دنيايش غرقيم در حالي كه هيچ راهي براي خود نمي گزاريم  اي كاش همه ما ...براي ما تاسف بار نيست براي مايي كه خودمونو شيعه مي نماييم كدوممون انقدر عاشقانه مثل خانم آ رين سخنان خداوند رو انقدر دلتنگ مي گيم ديگه نيست ديگه نيست  حتي وقتي نام حسين هم مياد  نمي دونم بر اين مردم چه مي گزره دلهاي سياه واقعا فكر مي كنم ديدن اين خانم وفهميدن راه رسيدنش به انسانيت كسي به قول خودش خدا وند اونو با يك ايه كشت ودوباره زنده كرد ايا شما هم عوض مي شيد با اين ايه:

24/انفال:اي اهل ايمان چون خدا ورسول شما را به ايمان دعوت كنند اجابت كنيد  تا به حيات ابدي رسيد  وبدانيد خدا وند در ميان شخص وقلب او حايل است واز همه اسرار دروني او اگاه است وهمه به سوي او محشور مي شوند

 

 

مرا نگاهيست زيبا مرا دلييت مهربان مرا وجوديست بي انتها

كمي ان طرف تر نگاه عاشقيست به نام زين العابدين:

خدا يا همه انچه گفتم از ان رو نيست كه از زشتي كار خويش بي خبرم وكردا نا پسند پيشين خود را از ياد برده ام بلكه مي خوام  اسمان وزمين تو وهر كي توي اونه همگي پشيماني اشكار من در پيشگاه تو توبه ام را كه با اون به تو پناه اوردم بشنون

خدايااااااااااااااااااااا

اگر پشيماني پيش تو بازگشت به سوي توست پس من پشيمان ترينم واگر گناه نكردن همان توبه  كردنه پس من تو به كار ترينم واگر پوزش خواهي از گناه سبب امرزش است پس من از تو پوزش مي خواهم

فايل ويژه وب لاگ خودم:

درد دوله حداديان با ما با خدا با ادمه گوش كنيد تا اتيش بگيريد  دريافت فايل

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مرداد1385ساعت 9:41  توسط با نجی  | 

عموي مهربوني .اي كاش همه انقدر ساده بودند

سلام بچه ها ..حالتون خوبه .مامان باباتون خوبن

 مي خوام ازكسي كه چند سالي دلهاي چندين ميليون كودك ايراني قبضه كرد براتون بگم قصد دارم توي وب لاگ ادمهاي عاشق معرفي كنم نه مترسكان روزگار رو

عمو عمو پورنگ چه كلمه زيبايي اين كلمه بيانگر همه محبته هر وقت به كوچلويي مي رسيم اسم مونو عمو ميزاريم چطوري ميشه به دلها راه پيدا كرد؟اونم به دلهاي بي الايش  دلهاي پر محبت صميمي دلهاي كه نه خبري از حبه نه خبري از كينست

شايد خوب نگاه نمي كنيم ولي بدونيد ادمهاي كه هيشه انقدر شادابن هميشه انقدر پر طراوتند درونشون چيزه ديگهاي  مثال خوبش همينه كه اقاي فرضيايي فرياد ميزدو مي گفت با بغض :اخه مگه من انسان نيستم منم دوستدارم مثل بقيه برم پارك منم مثل بقيه ...

حيف كه بعضي از بغضها نبايد بشكنه چون اگر بشكنه اميد خيلي ها ميريزه  شايد بعضي ها خودشونو نگهداشتن همانا كه مادر مون زهرا هم براي همسايه هاش دعا مي كرد ولي همون ها ...

يه كم بلند تر نگاه كن توي چشمهاش بغضه عمو عمو تو خدا تو ديگه نقش بازي نكن بعضي ها نقش بازي مي كنن نمي بيني نقش ادم خوبه نقش ادم بده...

بعضي اوقات به خودم ميگم شكر كه شغلم وكارم بازي نيست با مردم هر انكه بسياريند كه مارو به بازي گرفتند وما مشغوليم مشغول كوتاهي دنيا

ودعاي براي عموي خودم : سلام عمو عمو خيلي ....دوستتداريم به قدري كه نمي دوني اخه مايه عمو پورنگ داريم چيزي از دستم بر نمياد فقط همين چند تا دعا بلدم اخه من كوچلوام: 

اميداورم به تنهاي نخوري  اميدوارم عمو دنياي بچگونت هميشه بچه باشه هيچ وقت بزرگ نشه اميدوارم دل زيبات هر روز زيباتر بشه به نور خدا خدا كنه مثل نمازي كه هر روز مي خوني وهرروز نمازت بالاتر ميره  دلهاي بچها بيشتر عاشق كني

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 تیر1385ساعت 10:56  توسط با نجی  | 

اي كاش اي بي مهر اي انتهاي دل

در آيينه ديدم که مردي شکفت درخشيد و نام خود را نگفت........
که بود ؟ آن که هر گفت و گويي کرد رفت مرا عاشق روي او کرد و رفت.
دلم با خيال رخش پر گرفت دوباره غزل خواني از سر گرفت به دنبال خورشيد پرواز کرد...... و بند زمان را ز پا باز کرد

 

هوايي شد و سر به صحرا گذاشت مرا با خودم باز تنها گذاشت به دنبال دل بال و پر ميزدم به اعماق تاريخ سر ميزدم.جهان اين خدا گونه را در نيافت و اين حجم انديشه را بر نتا فت. جهاني که پهناي نيرنگ بود براي خلوص علي تنگ بود
چه مي خواند در صبح محراب عشق؟ که آشفته ميشد از او خواب عشق

 

زمين و زمان دست و پا ميزدند کسي را پيا پي صدا ميزدند شب از پشت دنيا سرک ميکشيد سحر شوکت ربنا ميشنيد.
از اين پس جهان از ميان نيمه شد ولي عشق از هر جهت بيمه شد کساني که سمت علي مانده اند... چو او آيه ي ربنا خوانده اند. زمين و زمان دست و پا ميزدند علي را پيا پي صدا ميزدند

 

علي روشنايي بود نور بود ز معيار دنياي ما دور بود........
عدالت به نامش شرفياب شد.زمين و زمان دست و پا ميزنند........
خدايا به ما بي قراري بده به ما فرصت رستگاري بده. بده فرصتي تا که عاشق شويم اسير نگاه شقايق شويم......... بفهميم سوز دل خسته را.

 

بينيم پشت در بسته را........ براي يتيمان کمر خم کنيم غمي از دل بي کسان کم کنيم

شاعر :كريم خاني.

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 خرداد1385ساعت 10:36  توسط با نجی  | 

ما مصداقي نباشيم بر كلام خدا وند ..اصرافكاران

                                                                                     

هميشه گفتيم بايد ياد بگيريم هميشه گفته شده به ما بريد ياد بگيريد بهترين الگو ها بهترين نوع ومعرفتها ميشه از اوليا خدا ياد گرفت حضرت محمد وخاندان ايشان به عنوان اوليايي كه از نور خدا به وجود امدن ودر واقع همه هستي از نور وجودي حضرت محمد به وجود امده بايد اعتراف  كنيم هيچي نمي دونيم ونرفتيم دنبال درياي معرفتي كه اين انبيا براي ما جا گزاشتن شايد بگيم هيچي بلد نيستيم واقعا اصراف نيست اين همه معرفت!!!!!! ما پس چه وظيفه اي داريم؟ حداقل بايد بتونيم قطرهاي از اين معرفت ياد بگيريم تا بتونيم به انسانيت برسيم  به قول معرف ما به دنبال انسانيتيم هر انچه مي دويم عقب تريم :

امام سجاد به عنوان سرور همه عارفان امامي كه كلماتش تجلي قطرهاي از اقيانوس بي كران الهي

كلماتم قاصران از بيان وجود اين امام در اين پست از ايشان يكي از زيباترين نصايح اخلاقي واجتماعي در مورد رفتارهاي روز مره ره قرار داديم

از خدا بخوايد كه فقط بتونيد قطرهاي از اين راه ها را درك كنيد  قطرهاي از اين راه براي ههمون كافيه :

در كتاب احتجاج امام حسن عسگري از نياكانش نقل مي كنه:

روزي محمد بن مسلم بن شهاب زهري در حالي كه غمگين بود خدمت امام سجاد شرفياب ميشن:

امام مي پرسن :چرا غمگين واندوهناكي؟

اي فرزند رسول خدا غم اندوهي كه مرا احاطه كرده در مورد حسودان نعمتهاي من وازمندهان خودم است كه به وسيله انها من ازمايش شدم.كساني كه من به انان نيكي كردم واميد داشتم كه انان نيز در حق من نيكي كنندولي اينك بر خلاف پندارم شد

امام مي فرمايد :زبانت را حفظ كن تا برادرانت را بنده خود كرده ودر اختيار خودت قرار دهي

زهري گفت من هر چه مي توانم بازبانم به انان نيكي مي كنم

امام فرمود:هيهات هيهات هر گز عجب وخود پسندي مكن هر گز سخني را كه دلها ان را نمي پزيرند مگو.گر چه بتواني ان را توجيه كني وعذر بخواهي چرا كه نمي تواني هر سخن نامطلوبي را كه مي شنوي با همه عذرت تو جيه نمايي

انگاه فرمود اي زهري: هر كس عقل وخردش از همه چيزش كامل تر نباشد هلاك ونابود او از هر چيزي اسان تر خواهد بود

سپس فرمود اي زهري:اگاه باش!بر توست كه همه مسلمانان را به منزله خانواده وخويشان خود بداني بزرگسالان را به منزله را به منزله پدرت كوچكترها را به منزله فرزندت  وهمسالانت را به منزله برادرانت بداني در اين صورت دوست داري به كداميك از انها ستم كني ؟ وبه كداميك از اينان نفرين كني؟وپرده كداميك از انان را بدري؟

واگر شيطان لعين تو را وسوسه كرد وبه اين فكر انداخت كه تو نسبت به يكي از مسلمانان برتري داري دقت كن ووببين اگر ان شخص از تو بزرگتر است بگو :او در ايمان وعمل شايسته از من پيشي گرفته واز من بهتر است

واگر ان شخص از تو كوچكتر باشد بگو:من در گناه ومعاصي از او پيشي گرفته ام بنابراين او از من بهتر است

واگر ان شخص از همسالان تو باشد بگو:من به گناه خود يقين دارم ولي در مورد او ترديد دارم پس چرا يقينم را با شك وترديد كنار بگزارم؟

واگر ديدي مسلمانان تورا بزرگ مي شمارند وبه تو احترام مي نمايند بگو:اين فضل واحساني ايت كه انها اظهار ميدارند

واگرديدي كسي از انان به تو ستم وتندي مي كند بگو: اين گناهي است كه من انجام داده ام

به راستي اگر انچه گفتم عمل كني خدا وند زندگي را بر تو اسان مي كند دوستانت را فراوان مي شود ودشمنانت كمتر وبر نيكي واحسان انان خوشحالي خواهد شد واز جفا وستم انان ناراحت ومتاسف نخواهي شد

بدان اگر گرامي ترين شخص در ميان مرد م كسي است كه همواره خيرش به مردم برسد ودر عين حال او از مردم بي نياز وپاكدامن باشد وبعد از او گرامي ترين فرد نزد مردم كسي است كه اظهار بي نيازي كند گرچه نيازمند تر باشد.

چرا كه اهل دنيا همواره به دنبال اموال هستند كه اگر در اين خواسته كسي مزاحم نباشد او را گرامي ميدارند واگر كسي مزاحم انان نبوده وبعضي امكانات دنيوي انها را فراهم نمايد او عزيز ترين وگرامي تر خواهد بود

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 خرداد1385ساعت 8:8  توسط با نجی  | 

مرا بي چاره ناميدندو رفتند..

   

ماايم بدبختان دوران...
ماييم اصراف كاران ماييم فراموش كاران شايدم فراموش كار نيستيم نسل ها ي جوان گزشته جاشونو به جوانهايي دادن كه خيلي راحت مي گم در ناز ونعمت بزرگ شدن ..به نظرت بهانه نمي اريم چرا خوب بلديم بهانه بياريم ..اين حرفها نيست  مگر فطرت ما تغيرر مي كنه در هر دوره اي فرقي نمي كنه در طول زندگي ما فطرت خدا جوييي وجود داره اينها نيست كه مي گيم دوران عوض شه  راحت تر بگو بهانه اي شيطاني بيشتر شده..
قرار بر شعار نيست ولي خوب از ياد مي بريم يه روز تو كل سال مي گيم اره 24 سال پيش يه قسمتي از كشورمون ازاد شد من يه چيزي هميشه مي گم توي هر دوره اي وظيفه اي بود توي اون دوران به واسطه فرمان جهاد راه باز بود براي عشق بازي راهي اسماني براي رسيدن به خدا بود هميشه فكر كرديم شهادت يعني بريم جنگ با دشمن جنگ كني تا شهيد شيم ولي دوره عوض شده دوره اي شروع شده سخت تر با ارزش تر دوره فراموشي دوره بي غيرتي واقعا برمي گرديم به 25سال قبل اول انقالاب چرا ان وقت مردم انقدر در زرق وبرق دنيا غرق نبودن  خودتون بگيد اون دوره انقدر مردان بي غيرت بودن كه زنانشون با رضايت اونها به شكل واقعا تاسف باري بيان بيرون از خواب بيدار شيم خدايا اطراف ما چه خبره خنده دار بودش خوندم توي تنها دانشگاه مخصوص بانوان تظاهرات كردن كه چرا مسولين دانشگاه به بد حجاب ها كاري ندارن  واقعا عاليه مگه نمي گه بر قومي عذاب نازل نميشه مگر اينكه مردمش از امر ونهي هم بپرهيزند  انگاري ما اصلا از ياد برديم واقعا چي كار كرديم اين جوانها اينطوري شدن جوانهايي كه  فقط دنبال شهوات راني اند واقعا اينجا ايرانه اينجا ايراني كه جوانهاش انقدر به درجات متعالي انسان رسيده بودن كه ثانيها رو ميشمردن به هر دري ميزدن كه خودشونو برسونن جبهه جانشونو بده خوشا شهدا كه چقدر با غيرت بودن براي  اينكه ناموسشون حفظ بشه براينكه نامحرم پاشو نزار توي خونه وزندگي ما رفتن عاشقانه بعضي وقتها فكر مي كنم ديوانه ميشم اينها به كجا رسيدن به خدا ديوانه بودن براي شهادت همه چي ول كردن همه چي ما چي با يد بگيم  خوب از ياد  برديم مسوليم هر كسي خودش مسول كه اگر منكري ديدي انو نهي كنه تا خود به خود جامعه اصلاح بشه ما خيلي بي جا انتظار داريم كه بايد يه جا بشينيم تا دولت ووو اين كارو بكنه نه خير ما بايد از خودمون شروع كنيم
چقدر ارزشمون پايين اومده دختراني بودن در اون زمان كه واقعا به ارزش خودشون پي برده بودن  فهميدن چقدر با ارزشند فهميدند گوهري اند كه نبايد دست هر كسي بهشون بخوره .واقعا زنان ودختران ما از ياد بردن يا نمي فهمند كه چقدر بارزشند ؟زنان امروز ما ارزش خودشونو از ياد بردن؟زناني كه بازيچه ميشن مثل يك وسيله كه يك ميزان عمر داره تا وقتي خوب كار مي كنه وزيباست براش خيلي ارزش غائلن ولي وقتي ازش استفاده كردن مثل يه اشغال مي اندازن كنارو مي گن تو ديگه به درد نمي خوري ؟شما بايد جواب بدين جواب اونهايي كه براي ما رفتن...
چقدر در ناز ونعمتيم من احساس مي كنم از شدت فراهم بودن نعمت به گناه افتاديم به شهوت راني  واقعا اينجا جامعه اسلامي  نسلهاي بعدي ما چي مي خوان بشن نسلهايي كه از همين دوره به وجود مي ان
ما به نردبان اسمان نمي رسيم  راه اسمان بسته است نمي بينم راه را چشمانم پر است از گرد وغبار چشمانم دگر روشن نيست زه روي مهدي عصر چشمانم زه برق دنيامدهوشست ..چه خواب سبكيست دنيا..

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 خرداد1385ساعت 10:18  توسط با نجی  | 

مرا مادري براي همه وجودست...

                

زيبا مي گريي

مرا دلدادگي نيست قرار مرا تواني نيست بهار

مرا عا شقيست مادر تا كجاست عظمت نام تو فاطمه جان تا كجاست فغان علي تو چه توانيست در اين دلدادگي همه زمان من فاطميه توست همه دلدادگي من عاشقانه تو ست مادر جان همه عالم نشستم زه تودلدادم همه عمر نشستم زه تو ...

مرا تواني نيست در اين فاطميه تو كجاست دلتنگي يار كجاست ان بي رنگ عشق كجاست

چه زيباست بوي ياس بهشت زه همه بهشتيان برده زه عشق

همه دلدادگي من فاطميه توست همه وجودم فاطمه توست 

قصد داريم با عنايات اقا امام زمان ومحبت مادر مون زهرا تا نزديك شدن به فاطميه همه وجود قسمتي از نور اين خانم رو براي شما بتابونيم  اين حديث رو براي روسياه ترين روسياهان نوشتم كه نا اميد نباشن بخونيد تا بدونيد مادر من كيه:

در تفسير فرات اومده به نقل از جابر كه از امام محمد با قر سوال مي كنه  اقا حديثي به من ياده بده كه بسبب نقل ان براي شيعيانت مسرور شوند:

هنگامي كه قيامت فرارسد منبرهايي از نور براي پيامبران ورسولان نصب مي نمايند

انگاه منادي _كه جبرئيل_ است ندا ميدهد كه فاطمه دختر حضرت محمد كجاست؟ خديجه بنت خويلد كجاست؟ مريم دختر عمران كجاست ؟اسيه دختر مزاحم كجاست ؟ام كلثوم مادر يحي بن زكريا كجاست :

همه ان  ها بر مي  مي خيزند انگاه خدا وند مي فرمايد امروز اي اهل محشر !امروز كرامت با كيست؟

محمد وآل او مي گويند كرامت از ان خداي قهار است.

خدا وند مي فرمايد:

اي اهل محشر همانا من كرامت را از ان محمد  علي حسن حسين فاطمه قرار دادم .اي اهل محشر سر هايتان را به پايين بيندازييد ديدگان خود را فرو بندييد تا فاطمه به سوي بهشت برود.

در همين موقع براي ان حضرت شتري از شتران كه دو پهلوي ان را ديباي بهشتي اراسته است وافسار ومهار ان از مرواريد وجهاز ان از مرجان است در برابر خانم مي خوابنند  ان حضرت سوار مي شود انگاه خداي متعال صد هزار فرشته از سمت راست وصد هزار فرشته از سمت چپ به او مي فرستند واو را همراهي مي كنند .

خانم زهرا وقتي به بهشت مي رسند به پشت سر خود نگاه مي كنن:

خداي مهربان مي فرمايند اي دختر حبيب من !چرا متوجه پشت سر خود شدي در حالي كه من دستور دادم وارد بهشت شوي؟

 فاطمه مي فرمايد:پر وردگارا دوستدارم در همچور روزي قدر ومنزلت من شناخته شود

خدا ي مهربان مي فرمايند:اي دختر حبيب من بر گرد ونگاه كن كه هر كس كه محبت تو يايكي از فرزندانت را درقلبت دارد دستش را بگير ووارد بهشت كن.

اي جابر سوگند به خدا فاطمه در ان روز مانند پرنده اي كه دانه  خوب را از بد جدا مي كند وبر ميدارد  شيعيان ودوستان خود را از ميان اهل محشر جدا مي كند ونجات مي دهد(يا فاطمه زهرا)

هنگامي كه شيعيان ان حضرت در كار بهشت مي رسند خداوند در دلهاي شان مي اندازد به پشت سر خود نگا ه كنند:

خدا وند مي فرمايد را به پشت سر خود متوجه شديد در حالي كه من در حق شما شفاعت فاطمه دختر حبيبم را پزيرفتم؟

مي گويند:دوستداريم در همچين روزي قدر ومنزلت ما نيز شناخته شود.

خدا وند مي فرمايد:اي دوستان من بر گرديد ونگاه كنيد هر كسي كه شما را به جهت محبت فاطمه دوست داشته هر كسي كه شمارا به جهت محبت فاطمه غذا داده هر كسي شربت ابي در راه فاطمه به شما داده هر كسي به جهت فاطمه غيبتي از شما را رد كرده ودر غياب شما از شما دفاع كرده  هر كس به خاطر محبت فاطمه به شما لباس داده دستانان را بگيريد ووارد بهشت نماييد

امام محمد با قر مي فرمايد:سوگند به خدا از ان مردم غير از اهل شك يا كافر يا منافق با قي نمي مانند.

هنگامي كه كفار در طبقات اتش جاي مي گيرند فرياد ميزنند چنان كه خدا متعال مي فرمايد:

فما لنا شافعين ولا صديق حميم

افسوس كه امروز شفاعت كنند گاني براي ما وجود ندارد(سوره شعراء ايه100)

خدا يا اين همه قسمت داديم خدايا به دلتنگي دلهاي جوانها نگاهمون كن واگرنه ديگه...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 اردیبهشت1385ساعت 9:10  توسط با نجی  |