چه دوري نزديك ..اي بي انتها
چه دور وچه نزديكي!!!
اري دوري از دلهاي گناه اولود دوري اري نزديكي به پاكانت دوري دستانم به فرشتگانت نمي رسد دستم نمي رسد گناهان نمي گزارند بالا بروم نفس همچون اب يخي بر روي اتش است مرا سرد كرده است چه خوباني كه به تو نزديكند
چه دور ونزديك است مرگ
چه نزديكست زمان پايان فراق وچه دور است در نگاه دنيايان زمان بي معنيست براي تو اين مايم كه اثير جسميم اين ماييم كه اشكهايمان از غريبي جاريست اشك هاهم براي رازي كردن خود است ما را چه مي شود دعا مي رويم براي خود فرياد مي زنيم براي خالي شدن خود ديوانه مي شويم از وجودت مارا توان نگاه عظمتت نيست خداي مهربان مارا خستگيست جوانيمان در عين حال در اوجيم اما در قعر چاه ..چه زيباست ازمايشت براي هر امتي در هر زماني براي هر بندهاي ..وما هم در اين ازمايشيم ولي قسم مي خوريم به وجود همه هستي ات محمد (عليه السلام ) ما با تمام شرمساريمان مي تونوانيم ومي توانيم ماييم جوانان امام زمان ماييم غريبان تمام هستي به همه هستي ام حضرت زهرا كه ما ديوانه توايم مرااااااااااااااا فراق يار نباشد قرار مرا دلتنگي نباشد بهار..
اهاي با تو ام حال مي خواي بكني مي خواي حرفههايي كه هيج جاي عالم نمي گن بشنوي .دل بده مهربون:
وقتي بچه بوديم *تو قصه ها شنيده بوديم که فرشته ها وجود دارن *اونا بال دارن و اون بالا بالاها پرواز ميکنن*ميدونستيم که تو بهشتن و نزديک خدا...
ولي روزگار بهمون ثابت کرد که فرشته ها رو زمينم هستن .فرشته هاي ما وقتي ميرفتن پيش خدا . همه يه بال خونين داشتن..اونا دل بزرگي داشتن مثل دريا..خنده هاشون بي ريا بود..مهربوني هاشون بي ادعا..نگاهشون مثل آينه..روحشون؟همون چيزي که بايد باشه:از جنس روح خدا.اين فرشته ها دنياشون يه جور ديگه بود*نه مثل دنياي ما که شلوغ و در هم بر همه.پر از سياه بازي..پر از تصاوير دو چهره..پر از تکه هاي شکسته دلها..پر از صورتکهاي خنداني که پشتشون تزوير و کينه و کراهت پنهانه.دنياي اونا بزرگتر از اين حرفا بود.اونقدر بزرگ که بقيه نمي تونستن بفهمن اونا چرا کمتر حرف ميزنن و بيشتر فکر مي کنن؟چرا ساکتنو به چي دارن فکر ميکنن؟شايد به اينکه درست سر جاي خودشون قرار نگرفته بودن.شايدم از شلوغي هاي کاذب دور وبرشون خسته بودن ..اره .. حتم دارم.. خسته بودن.آدما وقتي دنياشون متفاوت باشه زود پير مي شن.شايد برا همين بود که خدا خواست اونا رو پيش هم جنساشون ببره. همونجا که بايد باشن.همونجايي که لياقتشون رو براي تصاحبش به مرور ثابت کرده بودن... .حالا اون فرشته ها اون بالابالاهان.براي پرواز هم نيازي به بال ندارن.

*دوروبرتو نگاه کن*.شايد فرشته هاي زياد ديگه اي اطرافمون هستن که هميشه با آدما اشتباه مي گيريم.بذار سير نگاهشون کنيم.بذار ارزو کنيم يه روزي ما هم همونجايي بريم که اونا هستن.ارزو کنيم وقتي قرار زمين خاکي رو ترک کنيم*اونا به استقبالمون بيانو بهمون خوش آمد بگن.... .
فرشته من ! بال هاتو باز کن.و ما رو در پناه خودت بگير.دلمون برات تنگه. يه وقتايي از اون بالا بالاها بيا پايين *بذار پيراهن ما هم بوي بهشت بگيره.سر پل صراط يادتون نره. دستهاي ما به طرف شما درازه ها.دلمون به شفاعت شما گرمه .
*کلام آخر* : ما هميشه يادتونيم....شما هم يادو خاطره ما رو از دنياي بزرگتون حذف نکنين.... دستهاي گرمتان را از دستهاي سرد ما دريغ نکنيد....يا علي
دلنوشته: (ح_بصيري)
خدايا به غريبي دلهاي همه جوانها مارا تنها مزار فقط تورا داريم ونه غير...
