تبليغاتX
دیوانگان خدا - مردي از همه عشق...

دیوانگان خدا

نگاه معنوي ديگر به خدا وند اينجا دلها ديوانه اند

مردي از همه عشق...

         

مردي از بهار

ميايد اميدوار وقوي ولي تنها تنها

وجودي مي ايد بي انتها شايد شهريور 82كه به ديدار مهر رفتم كمي خنديدم به خود مي گفتم اينان چرا مي گريند او كيست كه ان چنان تاثير گزار است كه اين ادمها از انتهاي وجودشون گريه مي كنند

مدتها گزشت من به دنبال اين پاسخ بودم كه عظمت  وجودي يك شخص چقدر بايد باشه تا تا به اين درجه عرفاني برسه .

بله وبله از كسي حرف مي زنيم كه به دستور امام زمانمون مسوليت رهبري مسلمانان جهان رو گرفته

مارا چه توانيست در شناخت تو

چه بي انتها وچه جالب ولي غريب تاسف برانگيز كه در نگاه انسانهاي كوتاه اين دنيا  هر انچه نميدانندمي گويند .اي كاش خيلي از مصلحت ها نبود تا پرده كنار مي رفت واين ياوه گويان اصل قضيه ميديدن ميدين كسي داره ماراهنمايي ورهبري مي كنه كه خودش مثل مولا علي مثل مولا زندگي مي كنه مثل او رفتار مي كنه و...

همين بس كه خوندم در جايي يك بار همسر ايشان يكي از بچها رو به دكتر ميبره (در زمان رياست جمهوري اقا)دكتر ميگه اين بچه ضعف كرده مقداري لعاب برنج به اون بدين (ايست دوباره با خاطر بيار ايشان همسر رييس جمهور ايرانه..)همسر اقا مي فرمايند ماهمچين امكاناتي نداريم .دكتر با تندي مي گه مگر ميشه توي خونه اي برنج نباشه خانم مي فرمايند همسر ما همچين امكاناتي نداره ما از برنج كپني استفاده مي كنيم ........دكتر به دفتر چه نگاه مي كنه ومي گه  شما از اقوام اقاي خامنه اي نيستين خانم هول ميشن ومي گن خواهش مي كنم به كسي نگيد من همسر ايشانم..

تنها چيزي كه براي اولين باري توي ذهن متصور ميشه روايتي از پيامبر كه سائلي به در خونه علي مي فرسته و..

الان اعتراف مي كنم وخدا شكر كه بصيرت ما بيشتر كرد الان مي فهمم 3سال پيش چرا اون ادمها از خود بي خود شدن .بله من نه حتي عضو بسيجم عضو هيچ جا كه حالا بگيد تو هم از خودشوني ولي حالا واقعن دستانم مي لرزه  از وجودي كه به ما محبت مي كنه

واي بر انسانهاي تعنه زن واي برما

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 اردیبهشت1385ساعت 7:42  توسط با نجی  |