از مجموعه کلید های گمشده شهادت
انی که به خود رسید به معبودش رسیده..
به 20 سال قبل بر گریدیم (به نمونه ای از اسمانی ترین دوران زندگی ایرانیان)
ایران اماج حملات موشکی زمینی هوایی دریایی ..واتفاق افتاد نسلی بر این سرزمین پای نهادند که از منیت خود گزشتند انان به خود رسیدند به وجود خود که وجودشان از روح خداست(اهی اشتباه نکن شهادت را زمان ومکان نیست)
نگاه اونها در محدوده زمین کوتاه ما نبود دنیا رو نمی دیدندواقعن دنیا نمی دیدن
فکر می کنید شهدا چی می دیدند جلوی چشمانشون ؟ مثل ما دنبال برق دنیا بودن دنبال نفس بودن
اونها عرش رو می دیدند مادری در عرش هست که می گوید کجایید فرزندان من دلم برایتان تنگ است چرا به سوی من نمی ایید...
درابتدای این مجموعه نوشته ها بگم مراحل شهادت ممکن از نظر کمی زیا دباشه ولی در واقع همه یکی
.........ایست ....... نکته اول:نگاه اسمانی وتسلیم خدا

شاید بگید که شهدا مگه گناه نداشتن اونها پاک به دنیا اومدن وپاکم رفتن بله درسته انسان در زمان تولد بدون هیچ الودگی به دنیا می اد ولی درطی دوران حیات دنیایی کمی این روح خاک می گیره روشهای زیادی برای پاک کردن این خاک هست (بابا اگر برف پاک کن نزنی توی دوران حیاتت دلت می گیره همه چیزو کثیف می بینی وزیبای از وجودت بیرون می ره) اون راه چی برای پاک کردن حتما می گی نماز ولی من احساس می کنم همه اینها پله پله وارام ارام کم کم خاک ها می برن تا تو به بالاترین مرحله برسونن
این حدیث وارد شده واز سخن امام عزیزمون شنیدم که فرمودندبرای شهید 7خصلت است که اولین اون اینه که اولین قطره خونی که از اون به زمین بریزه امرزیده میشه
به خودت نمی گی با با خدا چقدر حساب گری بله اینه پله پله بالا رفتن وعاشقانه ترین وملکوتی ترین راه پس دادن روح خدا به خدا
